خرید بک لینک

نوچه در نوچه تلاش خفقان است هنوز

با دو زالوی زبان رنگ رزان است هنوز

چاکر و نوکری و صله بگیر و مفلس ..

صف به صف خانه به خوان پاچه خوران است هنوز

مخ شعبان قلندر به جوانی خورده

میکشد هیمه ی تر خر به خران است هنوز

تا جهالت نرود هیچ هزین خاک خمیر

خَم به خَم خانه به خُم خمره خوران است هنوز

ما به تاریخ عمل قافیه را گم کردیم

که ردیف از تنِ ما نخبه کشان است هنوز

این وطن نامه ی ناخوانده ی سعد سلمان

لای لالای اوین لاله دران است هنوز

گویی از حمله ی اعرابی و چنگیز .. به ما

دفتر و دستک و ایوان!.. به نشان است هنوز

پسِ این شام ولی صبح سپیدی هم هست

تا رخِ پر خم ما آینه دان است هنوز

و همان فره ی فردوسی بابای وطن

همچنانی که به سر سُرمه ی جان است هنوز،

خون به خون تیر به زه نامه ی ایران بانو

پتکِ سنگین هماوردِ زمان است هنوز

برچسب: نویسنده: آرتین عابدی تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 23:17

صفحه بندی